تبليغاتX
مریم پاییزی
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386
عشق شوق مرگ فاخته ایست برای رسیدن به دل باخته اش.

التماس درختی است به اب جوی..

عشق لذت نهان است...

.انشای تن و روان است .....

زبان چشم است......

دیوانگی عقل است.......

رسوایی خلق است.......

تن به تن جنگ است......

اماده گوش به زنگ است......

هزار رنگ است.......

خیلی زرنگ است......

عشق زورق و دیوانگی است. جنگ سرد است و دگر. هیج...

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:53  توسط مریم  | 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
Lone Rose

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:6  توسط مریم  | 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386

 

 

خداونــــدا!

 

دستانـــــم خالی اند و دلم غــــــرق در آمال

 

یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان

 

یـا

 

دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:56  توسط مریم  | 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386

 

 

 

شاگردی از استادش پرسید:عشق چیست؟؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.

اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!

شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید:چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ!هر چه به جلو میرفتم , خوشه های پر پشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین , تا انتهای گندم زار رفتم..

استاد گفت:( عشق یعنی همین!)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:53  توسط مریم  | 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
به وقت بارش باران دلم از غربت خورشید می گیرد

 و روز افتابی هم........

 

دلم محتاج ابری تنگ و بارانی

 

خدایا...

 

من به دنبال چه می گردم؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:35  توسط مریم  | 

پنجشنبه نهم فروردین 1386

 آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:11  توسط مریم  | 

پنجشنبه نهم فروردین 1386
 

آنگاه که غرور کسي را له مي کنی

 آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني

 آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني

آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري

 آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي

 آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري

 مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟

 بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند......

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:55  توسط مریم  | 

پنجشنبه نهم فروردین 1386
هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت مي‌كنيم. خرس رفت خوابيد ولي نمي‌دونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه كه حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم






لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:31  توسط مریم  | 

پنجشنبه نهم فروردین 1386

هميشه اينگونه بوده است:

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني.   پيش از آنکه  تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي  مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي .

 

هميشه اين گونه بوده است:

 

کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي

 

هميشه اين گونه بوده است:

 

وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي  ناباورانه او را در کنارت نمي بيني ،  فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا صورتت را  پر از بوسه و نور کند .

 

هميشه اين گونه بوده است:

 

او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:20  توسط مریم  | 

چهارشنبه هشتم فروردین 1386

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:7  توسط مریم  | 

چهارشنبه هشتم فروردین 1386
وقتی نرگس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفتند واز جویبار خواهش کردند برای گریستن به انها چند قطره ای اب دهد.جویبار اهی کشید وگفت:به درجه ای نرگس را دوست میداشتم که اگر تمام ابهای من به اشک مبدل شده و انها را بر مرگ نرگس بپاشم باز کم است.گلهاگفتند راست میگویی چگونه ممکن بود با ان همه زیبایی وطنازی نرگس را دوست نداشت؟جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟گلها همه گفتند:تویی که نرگس غالبا خم شده صورت زیبای خود ارا در ابهای شفاف تو تماشا می کرد باید بهتر از هر کسی بدانی که نرگس زیبا بود.جویبار گفت:من نرگس را برای این دوست میداشتم که وقتی خم شده و به من نگاه می کردمیتوانستم تمام زیبایی خود رادر چشمان او تماشا کنم.        (اسکاروایلد)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:37  توسط مریم  | 

دوشنبه ششم فروردین 1386
۱۳ جمله از گابریل گارسیا مارکز

۱.دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که به من بخشیدی.

۲.هیچکس لیاقت اشک های تو را ندارد وکسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود.

۳.اگر کسی تو راانطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴.دوست واقعی کسی هست که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵.بدترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کنار او باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید.

۶.هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی ممکنه همین لبخند دیگری رو عاشقت کنه.

۷.تو ممکن است درتمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

۸.هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

۹.شاید خدا خواسته که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسبی را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگذار باشی.

۱۰.به چیزی که گذشت غم نخور به انچه پس از ان امد لبخند بزن.

۱۱.همیشه افرادی هستند که تو را می ازارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن فقط مواظب  باش که به کسی که تو را ازرده دوباره اعتماد نکنی.

۱۲.خود را فرد بهتری تبدیل کن و مطمن باش که خود را میشناسی قبل از انکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

۱۳.زیاده از حد خود را تحت فشار قرار ندهبهترین چیزها در زمانی اتفاق می افته که انتظارش نداری.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:16  توسط مریم  | 

جمعه سوم فروردین 1386
یه روز وقتی به گل نیلوفز نگاه کردم ترس تمام وجودمو برداشت که شاید یه روز منم مثل گل نیلوفر تنها بشم....سریع از کنار مرداب دور شدم.حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر میگردم که از تنهایی نمیرم وحالا می فهمم که گل نیلوفر مغرور نیست. اون خودشو وقف مرداب کرده.....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:35  توسط مریم  | 

جمعه سوم فروردین 1386
خداوندا من از تنهایی وبرگ ریزان پاییز من از سردی سرماس زمستان من از تنهایی و دنیای بی تو می ترسم....خداوندا من از دوستان بی مقدار من از همراهان بی ا حساس من از نارفیقیهای این دنیا میترسم...خداوندا من از احساس بیهوده بودن من از چون حباب اب بودن من از ماندن چون مرداب میترسم.......من ا مرگ محبت من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیک میترسم.......خداوندا من از ماندن میترسم...خداوندا من از رفتن میترسم....خداوندا من از خود نیز میترسم....خداوندا پناهم ده.......

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:25  توسط مریم  | 

کدهای جاوا اسکریپت


Javascripts