چهارشنبه هشتم فروردین 1386
وقتی نرگس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفتند واز جویبار خواهش کردند برای گریستن به انها چند قطره ای اب دهد.جویبار اهی کشید وگفت:به درجه ای نرگس را دوست میداشتم که اگر تمام ابهای من به اشک مبدل شده و انها را بر مرگ نرگس بپاشم باز کم است.گلهاگفتند راست میگویی چگونه ممکن بود با ان همه زیبایی وطنازی نرگس را دوست نداشت؟جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟گلها همه گفتند:تویی که نرگس غالبا خم شده صورت زیبای خود ارا در ابهای شفاف تو تماشا می کرد باید بهتر از هر کسی بدانی که نرگس زیبا بود.جویبار گفت:من نرگس را برای این دوست میداشتم که وقتی خم شده و به من نگاه می کردمیتوانستم تمام زیبایی خود رادر چشمان او تماشا کنم. (اسکاروایلد)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:37  توسط مریم
|