تبليغاتX
مریم پاییزی
جمعه یکم تیر 1386
تو به من خنديدى
و نمى‏دانستى من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پى من تند دويد
سيب را دست تو ديد
سيب دندان‏زده از دست تو افتاد به خاك
غضب‏آلود، به من كرد نگاه
و هنوز سالها هست كه در گوش من آرام آرام
رفتن گام تو تكراركنان
مى‏دهد آزارم
و من انديشه‏كنان، غرق اين پندارم
كه چرا خانه كوچك ما سيب نداشت
حمید مصدق

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:16  توسط مریم  | 

کدهای جاوا اسکریپت


Javascripts